1

کوار؛ زمرد فارس

  • کد خبر : 1313
  • ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۲
کوار؛ زمرد فارس
فرزاد حدادی: تاریخ همیشه در بستری از زیبایی های طبیعت رقم میخورد و ردپای تاریخ را همیشه باید در جغرافیا جست و جو کرد.

یادداشتی توصیفی از فرزاد حدادی، مسئول میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان کوار:

اینجا کوار است ….

زمرد فارس

دشتی که در میان کوه های سر به فلک کشیده زاگرس جنوبی به حق چون زمرد می درخشد .

دشتی که گاها حتی تحسین گردشگران برون مرزی را نیز برانگیخته است .

دشتی که محصولات کشاورزی و باغی پر آوازه ای دارد و کمتر کسی است که در استان فارس نام انگور کوار، هلوی کوار، سیب کوار، انجیر کوار و حتی برنج کوار را نشنیده باشد.

دشتی که به عقیده کارشناسان و اهالی فن در زمره  مرغوب ترین دشت های استان و حتی جنوب کشور قرار دارد .

نوشتن در مورد تاریخ کوار کاری سخت و خطیر به نظر می رسد ، بانی کوار را قباد ساسانی دانسته اند اما وجود انبوه آثار به جا مانده از دوران مختلف تاریخی ، سابقه تمدن و تاریخ را در این ناحیه  هزاران سال به عقب می برد . کشف آثاری چون قصراحمر یا کاخ سرخ در منطقه کوار خبر از وجود تمدنی۷هزار ساله همسان و هم وزن با تمدن هایی چون شوش ، شهر سوخته و سیلک می دهد . کاخی بی نظیر که در ساخت آن از ملات قرمز رنگ استفاده شده یا تل حکوان فرمشکان که روزگاری آینه تمام نمای هنر هخامنشی بود ، نقوش سربازان جاویدان و مجسمه شیر سنگی موجود در این محوطه تاریخی که همگی در موزه پارس شیراز نگهداری می شوند همچنین ترجمه گل نوشته های مختلف تخت جمشید ، کوار را به عنوان یکی از ساتراپی های هخامنشی و محل پروررش اسب های ارتش داریوش بزرگ معرفی می کند، در این میان وجود چشمه ساران بی شمار منطقه فرمشکان کوار و آثار متعدد هخامنشی چون تل حکوان ، شاه نشین و سنگ های برم پیر میتواند دلیلی بر اثبات این مدعا باشد .

بی شک قباد ساسانی نقشی مهم در این دیار ایفا کرده است که نامش با کوار عجین شده و آثاری چون قصر قباد ، بند بهمن ، پل ساسانی ، گور بهمن و  بسیاری دیگر از آثار تاریخی هنوز هم کوار را یک شهر ساسانی تداعی میکند اما آنگونه که واضح است تاریخ کوار محدود به یک دوره تاریخی نمی شود؛ تاریخ همیشه در بستری از زیبایی های طبیعت رقم میخورد و ردپای تاریخ را همیشه باید در جغرافیا جست و جو کرد، جغرافیای منطقه کوار به سبب وجود موقیعت های مختلف زیستی و زمین شناختی از رودخانه و دشت گرفته تا دره و قله های سر به فلک کشیده بسیار متنوع و درخور توجه است.

علی رغم وسعت نه چندان زیاد  اختلاف ارتفاع در منطقه کواربسیار زیاد است پست ترین نقطه کواربستر رودخانه قره آغاج با ارتفاع تقریبی ۱۰۰۰ متر از سطح دریا  و بلندترین نقاط آن قلل سر به آسمان ساییده رشته کوه سفیدار فرمشکان با بیش از ۳۲۰۰ متر بلندا است که این اختلاف ارتفاع باعث ایجاد اکوسیستمی متنوع و زیبا در این ناحیه شده است.

نخستین موهبت این شیب زیاد  و اختلاف ارتفاع وجود چشمه ها و قنوات فراوان و به وجود آمدن مناظر طبیعی دلنشین و بکر است و در ادامه پدید آمدن یک زنجیره غذایی کامل و اقلیمی که ظرفیت این را دارد که گونه های مختلف جانوری را در دامان خود پرورش دهد.

شاهرگ و شریان اصلی جغرافیای کوار را میتوان قره آقاج دانست که در گویش محلی قره قاج خوانده می شود.

اما آنچه قرقاج را از دیگر رودها متمایز کرده است نامش نیست یاد قرقاج است!

قرقاج تاریخ را به یدک می کشد، قرقاج حاصل دلتنگی های یک ایل است، حاصل دلتنگی نسلهاست، بود و نبود ، پیدایش و فروپاشی یک ایل را در یاد دارد، ایل بزرگ قشقایی.

دردها و دغدغه های  پیدا و پنهان است که هیچگاه  بر زبان نرفته و نمی رود، حاصل  بغض های متراکم مردان و زنان قشقایی است که به شکل  اشک جاری  شده و روان گردیده است.

ایل قشقایی با قره قاج جوشیده و خروشیده است، پا به پایش رفته و آمده ،کوچیده، بارانداخته، حرکت کرده و آرام گرفته است؛ قرقاج انعکاس حاشیه جغرافیا در متن تاریخ است،

  قرقاج زمانی به بلندای نامش قرقاج بود ، اکنون اما  بار سنگین نامش را هم به زور به یدک می کشد، دیروز قرقاج خستگی ها را با خود می برد، امروز خاطره ها و دلبستگی ها را، قرقاج می خروشید، می پیچید، می غلطید و طغیان می کرد، اما مدتهاست که طغیان نمی کند، اکنون از قرقاج رمقی بیش  نمانده است.

  از آن چادرهای سیاهی که به  وسعت جاری رود بر افراشته می شد وگله گوسفندان، رمه اسب ها که زمانی نه چندان دور تشنگی هایشان را بر طرف می کردند، دیگر اثری نیست.

قرقاجی که در مسیرخود هزاران پیج و خم زیبا و برم های عمیق و دل انگیز داشته و در آن ماهی های زیبا ، بزرگ  و رنگارنگ گردش و طنازی می کرده اند…

   قرقاجی که در گدارهای گذر ایل  وعده گاه جوانان  بیقرارعاشق با دختران دلبند و هواخواه خود  بوده که دیداری تازه کنند و در نگاهشان هزاران کلام عاشقانه رد و بدل شود. قرقاجی که یاد آور هلهله شادی ها یا فریاد غم های ساحل نشینانش، صدای نی لبک چوپانان و صدای دلنشین آوازهای  دخترکان نوجوان  بوده است و اکنون اثری از آنها نیست.

 اکنون از قرقاج فقط رویای یک رود در ذهن ها و یادها مانده است!

به دور از هیاهوی قره قاج، از خروش  چشمه های فرمشکان گرفته تا نسیم خنک قنات و دهداری، از مزارع سرسبز مظفری گرفته تا تاکستان های بی انتهای فرود، از کوچه باغ های افسانه ای دشتک تا گنبد روحانی شاهزاده ابوالقاسم، از تنگنای خضر نبی اکبرآباد تا قلل سفید پوش سپیدار؛ همه و همه نامی را فریاد می زنند که اگرچه خسته اما از پس تاریخ می آی ، نامی به شوکت قره قاج، به زلالی برم پیر، به صلابت سفیدار.

لینک کوتاه : https://mirasfars.ir/?p=1313
  • نویسنده : فرزاد حدادی
  • ارسال توسط :
  • منبع : میراث فارس
  • 66 بازدید
  • بدون دیدگاه

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.